آرشیو مطالب : شاهنامه فردوسی
آرش کمانگیر
- نوشته شده توسط فریدون زنگنه در گروه شاهنامه فردوسی ، نظر بدهید
بر اساس شاهنامه و روایت های نزدیک به آن ، جنگ های ایران و توران تا دوره پادشاهان سلسه بعدی ، به نام کیانیان ادامه می یابد ؛ اما در این رشته جنگ ها رویداد های فرعی ولی مهم دیگری هم رخ داده اند که در این قبیل آثار نیامده است و نوشته های دیگر بدان ها پرداخته اند.یکی از این روایت ها حماسه مشهور آرش کمانگیر است که در زمان منوچهر – و به روایتی هم در روزگار پادشاهان پس از او یعنی نوذر پسر منوچهر یا زو پسر تهماسب – رخ داده است.
در رشته جنگ های ایرانیان و تورانیان ، افراسیاب ، شاه توران سپاه ایران را به عقب می راند و بخش هایی از سرزمین ایران را اشغال می کند . این وضعیت دیر زمانی ادامه می یابد و کار بر هر دو سپاه تنگ و می شود. سرانجام پادشاهان دو کشور تصمیم به پایان جنگ می گیرند و برای تعیین مرز میان دو کشور ، ایرانیان پیشنهاد می کنند که از سپاه ایران کسی از فراز کوه البرز یا طبرستان تیری پرتاب کند و جای فرود آن مرز دو کشور شناخته شود . تورانیان با اطمینان از کوتاه بودن تیرپرتاب ایرانیان ، این پیشنهاد را می پذیرند.
برچسب ها : آرش کمانگیر, داستان آرش کمانگیر, شاهنامه
شاهنامه ها
- نوشته شده توسط فریدون زنگنه در گروه شاهنامه فردوسی, فرهنگ ایران ، ۱ نظر
قبل از تالیف شاهنامه فردوسی شاهنامه های متعددی اغلب به نثر نوشته شده بودند که از منابع فردوسی برای سرایش شاهنامه مشهور او بودند . این شاهنامه ها همگی از میان رفتند و امروزه چیزی از آن ها در دست نداریم ، اما مقدمه ی یکی از مشهور ترین آن ها معروف به شاهنامه ابو منصوری ، امروزه در دست است . این شاهنامه به دستور ابو منصور محمد بین عبدالرزاق ، یکی از بزرگان خراسان در اوایل قرن چهارم هجری ، چند نفر از نویسندگان زیر نظر ابو منصور محمدبن المعمری نوشته بودند . امروزه از این ماخذ فردوسی تنها مقدمه ی المعمری به جا مانده که محمد قزوینی آن را تصحیح کرده است . در این جا بخشی از نمونه نثر دری مقدمه را به نقل از بیست مقاله محمد قروینی می خوانید :
((…امیر ابو منصور غبدالرزاق مردی بود با فر و خویش کام بود … و با دستگاهی تمام از پادشاهی و ساز مهتران و اندیشه بلند همت داشت … پس دستور خویش ابو منصور المعمری را بفرموذ تا خداوندان کتب از دهقانان و فرزانگان و جهاندیدگان از شهر ها بیاوردند و … ابو منصور المعمری به فرمان او نامه کرد و کس فرستاد به شهر های خراسان و هشیاران از آن جا بیاورد … و بنشاند به فراز آوردن این نامه های شاهان و کارنامه هاشان و زندگانی هر یکی از داذ و بیداذ و آشوب و جنگ و آیین از کی نخستین که اندر جهان او بوذ که آیین مردمی آورد و مردمان از جانوران پدیذ آورد تا یزدگرد شهریار که آخر ملوک عجم بوذ … و این را نام شاهنامه نهاذند تا خداوندگان دانش ادرین نگاه کنند و فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و کار و ساز پادشاهی و نهاذ و رفتار ایشان و آیین های نیکو و داذ و داوری و رای و راندن کار و سپاه آراستن و … همه بذین نامه اند بیابند پس این نامه شاهان گرد آوردندو گزارش کردند و اندرین چیز هاست که به گقتار هواننده را بزرگ آیذ و هر کسی دارند تا ازو فایده گیرند و چیز ها اندرین نامه بیابند که سهمگین نمایذ و این نیکوست چون مغز بدانی و تو را در دست گردد و دلپذیر آید… .))
برچسب ها : ابو منصور محمدبن المعمری, ابومنصور محمد بین عبدالرزاق, خداینامه, شاهنامه, شاهنامه ابومنصوری, شاهنامه فردوسی, شاهنامه ها, مقدمه شاهنامه ابو منصوری, مقدمه شاهنامه ابومنصوری
نمودار درختی شاهنامه فردوسی
- نوشته شده توسط فریدون زنگنه در گروه شاهنامه فردوسی, فرهنگ ایران ، ۳ نظر
شخصیت ها و پدران و پسران پهلوانان و شاهان شاهنامه فردوسی و ارتباط و خویشاوندی آنان با یکدیگر به صورت نمودار درختی :
این عکس به مقدار زیادی از حالت عادی خود کوچک تر شده است ، برای دیدن در سایز اصلی بر روی عکس یا اینجا کلیک کنید و روی عکس زوم نمایید
تهیه و تنظیم : فریدون زنگنه
برچسب ها : رابط شخصیت های شاهنامه, شاهنامه, شاهنامه فردوسی, شخصیت های شاهنامه فردوسی, نمودار شاهنامه, نمودار شاهنامه فردوسی

